معنی سوگندنامه
7 بازدید
[ سَ / سُو گَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) قسمنامه. ورقه ای که نویسند و مضمون آن در ایران باستان در محاکمه های مبهم و پیچیده دو طرف دعوای را مورد آزمایش بنام (ور)قرار میدادند و هر کس در آزمایش موفق میشد او را محق میدانستند. از جمله این آزمایشها دادن آب آمیخته بگوگرد بود. بعقیدهٔ گلدتر چون گوگرد ملین و سبک اثرش مشکوک است، میتوان تصور کرد که در روزگار پیشین بهنگام محاکمه آنرا به آب آمیخته بمتهم می نوشانیدند و از روی دفع شدن از شکم یا ماندن آب در شکم تقصیر و بی تقصیری او را معلوم میکردند. استعمال فعل «خوردن با سوگند» یادگار همین مفهوم است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). قسم است که یمین باشد. (آنندراج). یمین. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی): بونصر سوگندنامه نبشته بود عرض کرد. (تاریخ بیهقی). و نسخت سوگندنامه و مواضعه بیاورده ام در مقامات محمودی. (تاریخ بیهقی). امیر مسعود بر آن سوگندنامه خواجه را نیکویی گفت. (تاریخ بیهقی). ابوسهل و بونصر سوگندنامه پیش داشتند، خواجه آنرا بزبان براند. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «سوگندنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر