معنی سوکک
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) زردی باشد که بسبب آفتی در کشت و زراعت افتد. (برهان). زردی کشت. (آنندراج). رجوع به سوکک، سوکل و سوگل شود.
کلمات همقافیه با «سوکک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کک» برای سرودن شعر