معنی سوپ
6 بازدید
(اِ) بزبان خیوق که یکی از الکای خوارزم است آب را گویند همچنانکه پکند نان را و سوپ و پکند آب و نان است و بعضی گویند طلب آب و نان است و بزبان هندی غله برافشان باشد. (برهان). بلهجهٔ خوارزمی آب. (ناظم الاطباء): محنت سوپ و پکند او که از بیخم بکند طبع موزونم همی اندیشه ناموزون کند. انوری (دیوان چ سعید نفیسی ص ۳۹). رجوع به سوب شود.(فرانسوی، اِ) آش روان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وپ» برای سرودن شعر