معنی سونچ
7 بازدید
[ نَ ] (اِخ) امیرالامرای خراسان و اتابک ابوسعید بهادرخان، در زمان سلطنت اولجایتو. رجوع به تاریخ مغول ص ۳۰۹، ۳۰۸، ۳۱۳، ۳۲۱، ۳۲۵، ۳۲۷ و تاریخ گزیده ص ۵۹۶، ۵۹۸ و ۶۰۱ شود.[ سُ وِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اوچ تپهٔ بخش ترکمان شهرستان میانه. دارای ۵۲۶ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، نخود، عدس. شغل اهالی زراعت و گله داری است. سکنهٔ سونج بالا ۲۵۰ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «سونچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نچ» برای سرودن شعر