معنی سونخ
5 بازدید
[ نَ ] (اِخ) شهرکی است [ به ماوراءالنهر ] از نخشب. (حدود العالم): ز شهر نخشب چون رو بسونخ آوردم نسیم جود وی آمد ز من ز هر فرسخ. سوزنی. دل رمیده غزل را بمخلص آوردم بمدح صاحب صدر ریاست سونخ محمدبن عمر مهتری که خاطر من مرا بمدحت او مرحبا زد و بخ بخ.سوزنی. رجوع به سونج شود.
کلمات همقافیه با «سونخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نخ» برای سرودن شعر