معنی سولاخ
10 بازدید
(اِ) سوراخ. (آنندراج) (ناظم الاطباء). ثقبه : و بمنقار در آن سولاخ میکرد. (ترجمهٔ تفسیر طبری). و چون آب بدان سولاخها رسد و بر هوا تکیه کند. (التفهیم). و کوه را سولاخ میکردند هم او، هم کارکنان. (فارسنامهٔ ابن البلخی). و حلقه در هر دو سولاخ کتف او میکشیدی. (فارسنامهٔ ابن البلخی). رجوع به سوراخ شود.
کلمات همقافیه با «سولاخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر