معنی سوقات
7 بازدید
[ سَ / سُو ] (ترکی -مغولی، اِ) سوغات : شعرت آوردم بسوقات و بطنزم عقل گفت نزد موسی تحفه آورده ست سحر سامری. ابن یمین. رجوع به سوغات شود.
کلمات همقافیه با «سوقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر