معنی سوفچه
8 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ) شوشهٔ زر. (آنندراج). شوشهٔ زر و سیم. || ریزهٔ زر. (آنندراج) (ناظم الاطباء): به یکی لقمه که از خون تو خورد آن مسکین به یکی سوفچه زرش بفروشی تو کنون. منجیک (از آنندراج). || ریزهٔ هر چیز. (برهان).
کلمات همقافیه با «سوفچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر