معنی سوف
5 بازدید
[ سَ فَ ] (ع حرف) حرف استقبال و مبنی بر فتح است و زمان آن درازتر از «س» است و بیشتر در وعید بکار رود و گاه در وعده بود. (از اقرب الموارد). سرانجام. زود و این حرفی است که بر فعل مستقبل آید. (منتهی الارب) (آنندراج). و در آن لغات است، سف و سو و سی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ سَ ] (ع مص) بوی کردن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) صبر. شکیبایی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سَ ] (اِ) امید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): فلان یقتات السوف؛ فلان به امید زندگی میکند. (منتهی الارب). || انتظار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر