معنی سوع
4 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) جانب از هر چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آرامش شب: جاء بعد سوع من اللیل؛ بعد از آرام شب. (از منتهی الارب). ثلث از شب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر