معنی سوسی
6 بازدید
(اِ) پارچه ای که از پنبه و ابریشم بافند. (ناظم الاطباء). پارچه ای است محرمات و چارخانه و ریزخط. (لغات دیوان نظام قاری): دندان از دو رسته بخیهٔ پیوسته و زبان از سوزندان سوسی. (دیوان نظام قاری ص ۱۳۴).
کلمات همقافیه با «سوسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر