معنی سوسو زدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) کم کم روشنی دادن. چراغی کم نور گاه روشن و گاه خاموش بچشم آمدن. با نور ضعیف نمودن. کمی روشنایی دادن. (یادداشت بخط مؤلف): چراغی از دور سوسو میزد.
کلمات همقافیه با «سوسو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر