معنی سوزنزنی
5 بازدید
[ زَ زَ ] (حامص مرکب) کنایه از خیاطی کردن است. (یادداشت بخط مؤلف). || در تداول امروز، دارو را بوسیلهٔ سرنگ به بیمار تزریق کردن. رجوع به سوزن زدن شود.
کلمات همقافیه با «سوزنزنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر