معنی سوزندان
8 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) کیسه ای که در آن سوزنها را نگهدارند. (آنندراج). استوانه ای کاواک از چوب یا فلز که در آن سوزن گذارند. (ناظم الاطباء): به تشریفت چو سوزندان جیب از نرمدست آل زبانی آتشینم هست ولیکن درنمیگیرد. نظام قاری.
کلمات همقافیه با «سوزندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر