معنی سورج
12 بازدید
[ رَ ] (اِ) نوعی از کف دریا باشد و آن در جای نزدیک بدریا که سنگ و کوه باشد بهم میرسد و مانند نمک شور میشود لیکن از نمک سفیدتر و لطیف تر است. (برهان) (آنندراج). ملح الدباغین، معرب شوره که فارسی آن بارود است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «سورج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر