معنی سوراخ

معنی سوراخ

31 بازدید
(اِ) ثقبه. منفذ. رخنه. شکاف. معبر. (ناظم الاطباء). ثقبه. (منتهی الارب) (دهار). جحر. (دهار). کنام : معاویة السلمی گفت: یا رسول اللََّه دشمن اندر حصار چنان بود که دده اندر سوراخ. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی). ز سوراخ چون مار بیرون کشی همی دامن خویش در خون کشی.فردوسی. چون برون جست لوز از سوراخ شد سموره به نزد او گستاخ.عنصری. کرده گلو پر ز باد قمری سنجاب پوش کبک فروریخته مشک بسوراخ گوش. منوچهری. آن سوراخ بکندند و قلعه ویران کردند. (تاریخ بیهقی). آنکه شد یکبار زهرآلود از سوراخ مار بار دیگر گرد آن سوراخ کی آرد گذر. امیرمعزی. نهاده اند زن و بچهٔ من از سرما بسان سگ بچه بتفوز بر در سوراخ.سوزنی. - سوراخ بینی؛ منخر. - سوراخ سوز؛ ثقبه و پستانک اسلحهٔ آتشی. (ناظم الاطباء). || لانه : زآن روز که پردهٔ تو جان دیدم سوراخ بجان خویش در کردم.عطار. دگر ره گر نداری طاقت نیش مکن انگشت در سوراخ کژدم.سعدی. زآنکه هرگز دوبار مؤمن را نگزد مار در یکی سوراخ.جامی. - امثال: با زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آورد. سوراخ دعا را گم کرده است. سوراخش کن بینداز گردنش. سوراخ مار بهزار دینار. سوراخ موش بصد دینار خریدن؛ یعنی در وقت اضطرار و بیچارگی که جای فراخ بدست نیاید در جای تنگ که در آن امنیت متصور باشد بهر قیمت یا کرا بدست آید. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سوراخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید