معنی سودخور
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) رباخور. (ناظم الاطباء): دید یکی سودخور نامش لاوی نشسته. (دیاتسارون ص ۵۲). با سودخوران و با گنهکاران میخورد و می آشامد. (دیاتسارون ص ۵۲).
کلمات همقافیه با «سودخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر