معنی سودان
7 بازدید
(ع اِ) آدمیان سیاه. (غیاث) (آنندراج).(اِخ) منطقه ای در آفریقا که از صحرا تا بحر احمر امتداد دارد. این ناحیه شامل تپه ها و جلگه هایی است که باتلاقهایی در آنها وجود دارد. و باران بیشتر در زمستان می بارد. از شمال بجنوب سودان شامل استپ است و قسمت جنوب بیشتر از جنگلهای انبوه پوشیده شده و رودخانه ها و مجاری آبهای طولانی در آن جریان دارد. و کشوری است در آفریقا که از شمال بمصر و لیبی، از مشرق ببحر احمر و اریتره و حبشه، از جنوب به اوگاندا و کنگو (سابقاً کنگوی بلژیک) و از مغرب به آفریقای استوایی فرانسه محدود است. رود نیل سفید در قسمت مرکزی از شمال بجنوب جریان دارد. و نیل آبی از کوههای حبشه سرچشمه گرفته و در نزدیکی خرطوم بدان میریزد. و سپس بسوی مصر جریان می یابد. وسعت آن ۲۵۰۶۰۰۰ کیلومتر مربع است. و ۱۷۳۲۰۰۰۰ تن جمعیت دارد. این کشور وسیع بیشتر زراعتی است و در بخشی از ناحیهٔ جنوبی آن تربیت حیوانات بعمل می آید. مخصوصاً در درهٔ نیل غلات، انواع سبزی و پنبه کاشته میشود. سودان تا سال ۱۸۹۹ م. بنام سودان انگلیس و مصر خوانده میشد. در ۱۹۵۱ فاروق خود را پادشاه مصر و سودان خواند. سودان در سال ۱۹۵۵ م. بصورت جمهوری آزاد و مستقلی درآمد، و آن دارای مجلس نمایندگان مرکب از ۱۷۳ تن نماینده منتخب و مجلس سنا دارای ۳۰ سناتور انتخابی و ۲۰ سناتور دیگر است که از طرف شورای دولتی مرکب از ۵ تن انتخاب میشوند. سودان شامل ۹ مدیریه است: سودان شمالی، کسلا، خرطوم، دارفور، کردفان، نیل ازرق، نیل ابیض، اعالی النیل، خطالاستواء. پایتخت آن شهر خرطوم و شهرهای مهمش عبارتند از: ام درمان که مقابل خرطوم قرار دارد، ابیض، وادی مدنی، کسلا، عطبره، ملکال و بندر بورسودان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۶۸ شود.
کلمات همقافیه با «سودان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر