معنی سوداخانه
7 بازدید
[ سَ / سُو نَ / نِ ] (اِ مرکب) سوداکده. (آنندراج). جای سودا: مصر دل را کاروان عشق سوداخانه یافت کز بتان هر ساعت آنجا یوسفی دربار داشت. خواجه آصفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سوداخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر