معنی سوخت شدن
7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) از میان شدن طلبی بعلت افلاس یا فرار مدیون و امثال آن. از میان بشدن وامی برای ورشکستگی مدیون و جز آن. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به سوخت شود.
کلمات همقافیه با «سوخت شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر