معنی سوامد
9 بازدید
[ سَ مِ ] (ع اِ) جِ سامد: سوامداللیل خفاف الازواد؛ ای دوائم السیر. (منتهی الارب). و قولهم سوامد اللیل خفاف الازواد؛ تعب و زحمت راندن شتران در شب سبب میشود مر ارزانی و فراخی را. (ناظم الاطباء). رجوع به سامد شود.
کلمات همقافیه با «سوامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر