معنی سواران آب
6 بازدید
[ سَ نِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از گنبدهای آب که به تازی حباب گویند و افراس آب و افراسیاب مرادف است. (آنندراج). حبابهای آب. (غیاث اللغات). کنایه از حباب است و آن قبه ای باشد شیشه مانند که در وقت باریدن باران بروی آب بهم میرسد: خاک بر آن دایره کز هیچ باب گرد نخیزد ز سواران آب.امیرخسرو. || موج آب. (برهان).
کلمات همقافیه با «سواران آب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر