معنی سواد زدودن
6 بازدید
[ سَ زِ / زُ دو دَ ] (مص مرکب) کنایه از دور کردن سیاهی. (آنندراج): بزدود سواد کفر ز ایام بر هند نشاند نور اسلام. شیخ ابوالفیض فیاض (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سواد زدودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر