معنی سه‌یکی

معنی سه‌یکی

5 بازدید
[ سِ یَ / یِ ] (عدد کسری، اِ مرکب) ثلث و یک بهره از سه بهرهٔ هر چیزی. (ناظم الاطباء): کبک چون طالب علمی است و درین نیست شکی مسئله خواند تا بگذرد از شب سه یکی. منوچهری. با فتح و ظفر بازگشتند و هرچه یافته بودند سه یکی به وی دادند. (قصص الانبیاء ص ۱۴۸). || شراب جوشیدهٔ ثلثان شده : از تن عقل پنج یک برگیر سه یکی خور بروی خرم صبح.خاقانی. زخمی که سه یک بودت خواهی که سه شش گردد یکدم سه یکی می خور با یار به صبح اندر. خاقانی. رجوع به سیکی و سه یک شود. || سه خال از بازی قمار. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «سه‌یکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید