معنی سهیکی
5 بازدید
[ سِ یَ / یِ ] (عدد کسری، اِ مرکب) ثلث و یک بهره از سه بهرهٔ هر چیزی. (ناظم الاطباء): کبک چون طالب علمی است و درین نیست شکی مسئله خواند تا بگذرد از شب سه یکی. منوچهری. با فتح و ظفر بازگشتند و هرچه یافته بودند سه یکی به وی دادند. (قصص الانبیاء ص ۱۴۸). || شراب جوشیدهٔ ثلثان شده : از تن عقل پنج یک برگیر سه یکی خور بروی خرم صبح.خاقانی. زخمی که سه یک بودت خواهی که سه شش گردد یکدم سه یکی می خور با یار به صبح اندر. خاقانی. رجوع به سیکی و سه یک شود. || سه خال از بازی قمار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سهیکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر