معنی سهپایه
5 بازدید
[ سِ یَ / یِ ] (اِ مرکب) افزاری که دارای سه پایه است و در طباخی استعمال میکنند. (ناظم الاطباء). || چیزی از چوب و جز آن که دارای سه پایه باشد که چیزی بر آن نهند. (یادداشت بخط مؤلف). || آلت سیاست که گناهکاران را بدان بسته تازیانه میزدند: مثال داد تا بر آن راه که آن مخاذیل آمده بودند سه پایه ها بزدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰). تا نزد شاه شب سه پایهٔ خویش بود ترسان دلش ز سایهٔ خویش.نظامی.
کلمات همقافیه با «سهپایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر