معنی سهل و ممتنع
6 بازدید
[ سَ لُ مُ تَ نِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) (اصطلاح بدیع) آن است که ربط کلام و سیاق آسان نماید، اما مانند آن هر کس نتواند گفت بسبب سلاست و جزالت و گنجانیدن معانی بسیار در الفاظ اندک. (از کشاف اصطلاحات الفنون ص ۷۶۶). قطعه ای (شعر یا نثر) که در ظاهر آسان نماید، ولی نظیر آن گفتن مشکل باشد. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سهل و ممتنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر