معنی سهروردی
8 بازدید
[ سُ رَ وَ ] (ص نسبی) منسوب به سهرورد که شهری است در زنجان و جمعی از علماء از این خاک بظهور آمده اند. (الانساب سمعانی).[ سُ رَ وَ ] (اِخ) (۴۹۰ -۵۶۳ هـ . ق.) ابوالنجیب ضیاءالدین عبدالقاهربن عبداللََّه. عارف معروف از مریدان احمد غزالی است و مصنفات بسیار بدو نسبت داده اند. (فرهنگ فارسی معین).[ سُ رَ وَ ] (اِخ) ابوحفص عمر. برادرزاده ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی عارف معروف که نسبت تعلیم او به احمد غزالی میرسد. از تألیفات او کتاب «عوارف» «رشف النصائح» «اعلام التقی» و «اعلام الهدی» است. وی مؤسس فرقهٔ سهروردیه و مرشد سعدی و اوحدالدین کرمانی است. (فرهنگ فارسی معین).[ سُ رَ وَ ] (اِخ) یحیی بن حبش بن امیرک. ملقب به شهاب الدین و شیخ اشراق و شیخ مقتول و شهید، مکنی به ابوالفتوح. رجوع به ابوالفتوح در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «سهروردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر