معنی سهر

معنی سهر

6 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) مرضی است که صاحبش را بیداری و بیخوابی مفرط باشد. (غیاث).
[ سَ هَ ] (ع مص) بیدار ماندن. (منتهی الارب). بی خواب شدن. (تاج المصادر بیهقی). نه خواب شدن. (المصادر زوزنی ص ۲۹۵). || (اِمص) بیداری که مقابل خواب باشد. (برهان). بیداری. (منتهی الارب) (دهار). بی خوابی. (زمخشری): بوقت آنکه همه خلق گرم خواب شوند تو در شتاب سفر بوده ای و رنج سهر. فرخی. همخوابه ام سهر شد و همخانه ام فراق یک لحظه نیستند ز چشم و تنم جدا. مسعودسعد. رویش چراست زرد نترسیده او ز کس چشمش چراست سرخ ندیده شبی سهر. مسعودسعد. او شده طاق به آرام و من از بوسه زدن بر دو چشم و دو لبش تا بسحر جفت سهر. سنایی. هدیه با رنج طبیبان بمیانجی بدهید خواب بیمارپرستان بسحر بازدهید. خاقانی. باید که امشب در تیقظ و حراست زیادت کنی و سرمهٔ سهر تا بوقت سحر در بصر کشی. (سندبادنامه ص ۸۶).
[ سِ ] (اِ) گاو که عربان بقر خوانند. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (جهانگیری) (آنندراج): چو بر شاه تازی بگسترد مهر بیاورد فربه یکی ماده سهر.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «سهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید