معنی سهده
8 بازدید
[ سَ دَ ] (ع ص، اِ) قابل اعتماد از سخن و جز آن. یقال: مارایت منه سهدة؛ ای امر اعتمد علیه من کلام او خبر. || (اِمص) بیداردلی. (منتهی الارب).[ سِ دِ ] (اِخ) از بلوکات ناحیهٔ گلپایگان عدهٔ قرای آن سه و جمعیت آن در حدود ۳۶۰۰ تن است. مرکز آن قودجان. حد شمالی پشت کوه شرقی عربستان (خوزستان)، جنوبی خوانسار و غربی که فریدن است. مساحت آن ده فرسخ است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
کلمات همقافیه با «سهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر