معنی سهام
[ سَ ] (ع اِ) شدت حرارت تابستان. (غیاث) (آنندراج). باد گرم و شدت گرما و افروختگی آن. (منتهی الارب). باد گرم. (مهذب الاسماء). || لعاب شیطان و آن تار عنکبوت مانندی است که از هوا فرودآید در سختی گرما و نیست شود. (آنندراج) (منتهی الارب).[ سَ هْ ها ] (ع ص) تیرانداز. (غیاث) (آنندراج). کمانکش. کماندار. تیرانداز. (ناظم الاطباء).[ سِ ] (ع اِ) جِ سهم، به معنی تیر. (غیاث) (آنندراج) (دهار): هست سهام تو در دو دیدهٔ حاسد گویی کز خواب کرده اند سهامت. مسعودسعد. بر شق سهام و مشق سنان و حسام صحایف عمر آن مخاذیل تباه و سیاه گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || جِ سهم، به معنی حصه. بهره.[ سُ ] (ع اِمص) لاغری و باریکی. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب). || تغییر چهره. (غیاث) (آنندراج). تغییر رای. (منتهی الارب). || بیماری شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ سِ اُ ] (عدد ترتیبی، ص نسبی) سوم. سیم: جواب سه ام آن است که... (ابوالفتوح رازی). پس علی روز سه ام [ بعد از ضربت عبدالرحمن ملجم ] از جهان بیرون رفت. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «سهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر