معنی سنگ پراکنده
5 بازدید
[ سَ گِ پَ کَ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سنگ باران. سنگ که بر بدن کسی می زدند و او را بردار می کردند: آه و دردا که اکنون قرمطیان شاد شوند ایمنی یابند از سنگ پراکنده و دار.فرخی.
کلمات همقافیه با «سنگ پراکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر