معنی سنگ و سبو
6 بازدید
[ سَ گُ سَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) همانند سنگ و سبو. کنایه از ناپایداری. فناپذیری. از بین رفتن : نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست. حافظ. رجوع به سنگ شود.
کلمات همقافیه با «سنگ و سبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر