معنی سنگ سبو
5 بازدید
[ سَ گِ سَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قوسی گوید: نزد درویشان اهل طریق اصطلاحی است که هرکه بی طریقی کند او را سنگ سبو کنند و آن چنان است که مجلسی دارند و نقیب و سایر اهل طریق نشینند و شخص مجرم را سبویی از ریگ پر کرده در گردن آویزند و در مقابل ایستاده دارند تا وقتی که جرم او را عفو کنند. (آنندراج). وجه اشتقاق عامیانه. رجوع به سنگ صبور شود. || سبد پر از سنگریزه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سنگ سبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر