معنی سنگ روی یخ
6 بازدید
[ سَ گِ یِ یَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از شخصی است که تابع و مطیع باشد و بهرچه امر کنند بلاعذر آماده و مهیا شود و مأخذش سنگی است که بر روی یخ افتاده باشد و از جا رفتنش از هر جانب دربند گداز یخ باشد. (آنندراج). کنایه از شخص محکوم و مطیع. (غیاث): دل بست به روی غیر و شد سرد دلش افسوس که سنگ روی یخ شد دل او. ابراهیم ادهم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ روی یخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر