معنی سنگ در دهان انداختن
6 بازدید
[ سَ دَ دَ اَ تَ ] (مص مرکب) خاموش بودن. (غیاث). مرادف از زبان افتادن و خاموش بودن. (آنندراج): بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت گهر ز شرم لبت سنگ در دهان انداخت. میرزا صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ در دهان انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر