معنی سنگ خاژ
17 بازدید
[ سَ گِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سنگی که چرک پا بدان بزدایند و خاژ چرک بدن را گویند. (آنندراج): ز آرزوی پای بوس شهریار داشتم روی دژم چون سنگ خاژ. کلیم نزاری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ خاژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر