معنی سنگ بر قندیل زدن
7 بازدید
[ سَ بَ قِ / قَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از تاریک کردن و مکدر ساختن. (برهان). منغص و مکدر ساختن عیش کسی. (فرهنگ رشیدی): ساقیا منگر بدان کاین می همی از بددلی سنگ بر قندیل عقل بددل رعنا زدند. سنایی (دیوان چ مصفا ص ۹۵). نیست سنگم بنزد کس که مرا سنگها زد زمانه بر قندیل. اوحدالدین انوری. || کنایه از توبه کردن از شراب خوردن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ بر قندیل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر