معنی سنگ بر دل نهادن
6 بازدید
[ سَ بَ دِ نَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از حوصله و صبر کردن. سنگینی بر دل تحمل کردن : چو برگشت از من آن معشوق ممشوق نهادم صابری را سنگ بر دل.منوچهری. هر که دل بر چون تو دلداری نهد سنگ بر دل بی تو بسیاری نهد.انوری.
کلمات همقافیه با «سنگ بر دل نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر