معنی سنگک

معنی سنگک

4 بازدید
[ سَ گَ ] (اِمصغر) مصغر سنگ. (از برهان) (فرهنگ رشیدی). || (از: سنگ + ک، پسوند شباهت) نانی که بر سنگ پخته میشود. امروزه نیز سنگک گویند. نام نانی است که چون خمیر آنرا بر روی تنوری که پر از سنگ ریزه است اندازند به این اسم موسوم شده است. (از آنندراج): بیش است از تو در سر روزی هوای تو سنگک بسینه سنگ زند از برای تو. محسن تأثیر (از آنندراج). || تگرگ. ژاله. (برهان). (از سنگ +ک، پسوند شباهت) طبری (سنگ تریک)(تگرگ)، مازندرانی کنونی «سنگ تریک»«تگرگ» (تریک، تگرگ). «واژه نامه ص ۴۴۳». (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). ژاله. (جهانگیری). تگرگ. ژاله. سنگچه. (فرهنگ رشیدی). یخچه. (یادداشت بخط مؤلف): ویحک ای ابر بر گنه کاران سنگک و برف باری و باران.عنصری. برویاند هزاران سنبل و گل بعون آفتاب از سنگ و سنگک. عنصری (از فرهنگ رشیدی). ز فیض دست تو گر ابر رشحه ای یابد همه لآلی بارد ز ابرنه سنگک. دیوان شمس فخری (ویراستهٔ کیا ص ۲۵۵). || نام نوعی از غله است و آن سیاه و کوچک میباشد. (برهان). نام غله ای است که آنرا سنک نیز خوانند. (جهانگیری). || نام مرغی است کوچک و شکاری از جنس سیاه چشم که آنرا ترمتای گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «سنگک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید