معنی سنگم
6 بازدید
[ سَ گَ ] (اِ) همراه. رفیق. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). مردم همراه و رفیق و همدم. (ناظم الاطباء). رجوع به سنگمبر و سنگار شود. || اتصال و امتزاج دو کس یا دو چیز و در زبان هندی نیز همین معنی را دارد. (برهان) (از آنندراج). اتصال دو چیز با هم. (فرهنگ رشیدی). || همسفر. (ناظم الاطباء).[ سَ گُ ] (اِ) پرنده ای است بغایت تیز و بعضی گویند جانوری است مانند جعل که پیوسته در حمامها میباشد و بعضی دیگر گویند کرمی است. (برهان) (از آنندراج). جانوری است پرنده. (شرفنامهٔ منیری). جانوری است مانند جعل که در حمام ها باشد. (از فرهنگ رشیدی). ابن وردان. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «سنگم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گم» برای سرودن شعر