معنی سنگله
6 بازدید
[ سَ گُ لَ / لِ ] (اِ مرکب) نانی باشد که از آرد گاورس و ارزن پزند. (برهان). نانی که از گاورس پزند. (فرهنگ رشیدی). نان گاورسین. (اوبهی). نان گاورس و یا ارزن. (از ناظم الاطباء): گفتم که ارمنیست مگر خواجه بوالعمید کو نان گندمین نخورد جز که سنگله. بوذر (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). || و امروز در تداول زنان، نان سخت و زفت و ورنیامده را گویند یعنی بسیار بسیار سخت و زفت. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سنگله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر