معنی سنگلاخ

معنی سنگلاخ

7 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) سنگستان که جا و مکان سنگ باشد چه لاخ به معنی مکان آمده است همچو دیولاخ که جا و مقام دیو را گویند. (برهان) (آنندراج) (غیاث). زمین سنگستان. (لغت فرس اسدی) (شرفنامهٔ منیری): صحرای سنگروی و که سنگلاخ را از سم آهوان و گوزنان شیار کرد.فرالاوی. چو زآن بگذری سنگلاخ است و دشت که آهو بر آن برنیارد گذشت.فردوسی. بر سنگلاخ و دشت فرودآمدی خجل اندر میان خاره و اندر میان خار.فرخی. زمینی همه روی او سنگلاخ بدیدن درشت و به پهنا فراخ.عنصری. زمینی زراغنگ و راه درازش همه سنگلاخ و همه شوره یکسر.عسجدی. هر کجا سنگلاخ و یا خارستانی باشد لشکرگاه ما آنجا میباشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۹۴). غافل مشو که مرکب مردان مرد را در سنگلاخ بادیه پی ها بریده اند. خواجه عبداللََّه انصاری. برون برد شه رخت از آن سنگلاخ عمارتگهی دید و جایی فراخ.نظامی. بچشمی کآمده بر سنگلاخش شکوفه وار کرده شاخ شاخش.نظامی. دلم را منزلی پیش است و واپس ماندگان از پس که راهش سنگلاخ است و سم افکنده ست پالانی. خاقانی. رهت سنگلاخ است خاقانیا خرت سم فکنده ست و با رنج بار.خاقانی. صبر در صحرای خشک سنگلاخ احمقی باشد جهان حق فراخ.مولوی. در میان سنگلاخ بی گیاه روز تا شب بی نوا و بی پناه.مولوی. چو بیرون شد از کاروان یک دو میل به پیش آمدش سنگلاخی فهیل.سعدی. مزن هر دم قدم در سنگلاخی ز شاخی هر زمان منشین بشاخی.جامی. || خانه از سنگ کرده : من اندر نهان زین جهان فراخ برآورده کردم یکی سنگلاخ.ابوشکور. || سنگ سخت. (آنندراج از لطائف اللغات).
[ سَ ] (اِخ) (میرزا...) از شعرا و عرفا و خوشنویسان عهد فتحعلی شاه و محمدشاه و ناصرالدین شاه بود. در شب جمعه ۱۷ صفر ۱۲۹۴ هـ . ق. بسنی نزدیک به یک صد و ده سال در تبریز فوت کرد و در آنجا بخاک سپرده شد. میرزا سنگلاخ اصلاً خراسانی است و در خط نستعلیق استاد بود. در تمام عمر زن نگرفت و مسافرتهای بسیار کرد. و بیش از بیست و پنج سال در ممالک عثمانی و مصر بسر برد. و خود را «آفتاب خراسان» می خواند و زمین و زمان را بندهٔ خود و شعر خود می خواسته است. میرزای سنگلاخ کتابی بنام امتحان الفضلاء و تذکرهٔ خطاطان دارد که آنرا در دو جلد به چاپ رساند و مجموعه ای از رقمهای خود را در کتابی بنام (درج جواهر) جمع کرد و بسال ۱۲۸۲ هـ . ق. بچاپ سربی در مصر بطبع رسانده است. (تلخیص از وفیات معاصر بقلم محمد قزوینی مجلهٔ یادگار سال پنجم شماره ۱ و ۲). و رجوع به دانشوران خراسان ص ۲۶۸، فهرست سپهسالار ج ۲ ص ۲ و سبک شناسی ج ۳ ص ۳۹۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «سنگلاخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید