معنی سنگسم
4 بازدید
[ سَ سُ ] (ص مرکب) که سم او از زفتی و سختی چون سنگ باشد: پس پای او شد که بنددش دُم خروشان شد آن بارهٔ سنگ سم. فردوسی.
کلمات همقافیه با «سنگسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر