معنی سنگزن
6 بازدید
[ سَ زَ ] (نف مرکب) ترازوی کم وزن. (غیاث) (برهان). ترازویی که یکسر آن کم وزن باشد. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج) (انجمن آرا). پله سبک از ترازو و وزنه. (ناظم الاطباء): تو طعنه زنی و ما همه کوه تو سنگزنی و ما همه طشت.خاقانی. زنان را ترازو بود سنگ زن بود سنگ مردان ترازوشکن.نظامی. || دسته ای از دسته های عاشورا مقابل سینه زن که دو چوب یا دو سنگ تراشیده بدو دست داشته و به اصول بمنظور تعزیه به یکدیگر میزنند. (یادداشت مؤلف). || سنگ زننده. و رجوع به سنگ و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «سنگزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر