معنی سنگرک
5 بازدید
[ سَ رَ ] (اِ) سنگچه که تگرگ و ژاله باشد. (برهان) (آنندراج). ژاله. (الفاظ الادویه). سنگچه. (جهانگیری). || بادریسه و آن چرم یا چوبی باشد مدور که در گلوی دوک محکم کنند و به عربی فلکه خوانند. (آنندراج) (برهان). بادریسه دوک و سنگوک نیز گفته اند. (فرهنگ رشیدی). بادریسهٔ دوک که آنرا سنکوره و شولک نیز گویند. بهندش بهرکی خوانند. (شرفنامهٔ منیری).
کلمات همقافیه با «سنگرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر