معنی سنگر
7 بازدید
[ سَ گُ ] (اِ) سیخول که خارپشت تیرانداز باشد یعنی خارهای خود را چون تیر اندازد. (برهان). || سَنگَر؛ سنگر. حصار. قلعه بندی. (ناظم الاطباء). || نیزهٔ کوچک. (غیاث). || سنگر به معنی حصار. قلعه بندی. گودالی که سربازان برای حفظ خود از گلوله های دشمن حفر کنند و از میان آن به تیراندازی یا دیدبانی مشغول گردند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). چیزی است که بر گرد لشکر یا خانه ها از خار و سنگ و توپ خانه و غیره ساخته مهیای جنگ باشند از عالم مورچال. (آنندراج). توده یا تپه و مانعی است که در حوالی شهر محصور در موقع حملهٔ دشمن برمی آوردند. (قاموس کتاب مقدس).[ سَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای ۳۲۷ تن سکنه. آب آن از رودخانه و قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه دره سی بخش حومهٔ شهرستان ماکو. دارای ۳۹۹ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ ساری سو. محصول آنجا غلات و بزرک. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ سَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دشت بیل بخش اشنویهٔ شهرستان ارومیه. دارای ۱۰۵ تن سکنه. آب آن از نهر آغ بلاغ. محصول آنجا غلات، توتون. و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ سَ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای ۱۳۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری و شال بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر