معنی سنگداغ

معنی سنگداغ

6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) سنگی که داغ کرده در آب یا بچیزی دیگر اندازند تا کثافت آن ببرد. (آنندراج). || (ص مرکب) آبی که سنگ تافته در آن انداخته باشند. (ناظم الاطباء). || گرم رو. (آنندراج): افکنده نعل، توسنِ برقِ سبک عنان در وادیی که گشته مرا سنگ داغ پا. قزلباش خان (از آنندراج). || کنایه از عاشق دل سوخته. (آنندراج). عاشق سوزان و شتابان. (ناظم الاطباء): در رهگذار جانان خورشید سنگ داغ است رخسار دلبر من هم چشم و هم چراغ است. میرزا طاهر وحید (از آنندراج). خسرو خبر ندارد از درد عشق شیرین معلوم میتوان کرد فرهاد سنگ داغ است. سلیم (از آنندراج). گل چه سان چهره شود با تو که یاقوت شود سنگ داغ از رخ چون لاله ستانی که تراست. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سنگداغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید