معنی سنگتاب کردن
6 بازدید
[ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) با ریختن سنگ تفته در مایعی آنرا گرم کردن. (یادداشت بخط مؤلف): رضیف؛ شیر سنگ تاب کرده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سنگتاب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر