معنی سنگبر
5 بازدید
[ سَ بُ ] (نف مرکب) سنگ برنده. حجار. آنکه سنگ از کوه و جز آن برد. سنگلاخ. (ناظم الاطباء). || هم سفر و رفیق سفر. (ناظم الاطباء).[ سَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. دارای ۲۹۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سنگبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر