معنی سنگباران کردن
6 بازدید
[ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) سنگ زدن و سنگ ریختن بر کسی یا جایی. (از آنندراج): یکی سنگ باران بکردند سخت چو باد خزان برجهد بر درخت.فردوسی. که بود آن کس که پیل آورد وقتی بر در کعبه که مرغش سنگ باران کرد و دوزخ شد سرانجامش. خاقانی. این گنبد نارنج گون بازیچه دارد اندرون ز آه سحرگاهش کنون رو سنگباران تازه کن. خاقانی. از سر زانو اگر یکدم گذاری بر زمین دل طپیدن سنگ باران میکند آئینه را. صائب.
کلمات همقافیه با «سنگباران کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر